شنبه 20 شهریور 1389
نوع مطلب :
قابل توجه همه دوستانی که طی چند روز گذشته کامنت های خصوصی گذاشتن و در آستانه ترم نگران آینده علمی خودشون در باتلاق دوست داشتنی دانشگاه صدرا هستن.. بویژه دوستانی که جزو ورودی های جدید دانشگاه صدرا خواهند شد و بعضی از اونها هنوز بین انتخاب صدرا با یه دانشگاه دیگه (اعم از سراسری دورافتاده یا آزاد تهران) مردد موندن.. آنچه در زیر میاد گوشه ای از حقایق دانشگاه صدرا ست.. ما به عنوان کسی که در صدرا زندگی کرده نمی تونیم بهتون بگیم که آیا اینجا بیایین یا نیایین.. (ناسلامتی ما به صدرا تعصب داریم) پس تصمیم به اومدن یا نیومدن رو خودتون بگیرین.. کار ما اینه که مثل اون بچه هه که داستانش رو همه خوندیم داد بزنیم..: ... شـــــاه لختــــــه...! حتی اگه به ما اینجوری بگن که هرکی لباس زربفت شاه رو نبینه حروم زاده ست!!!
از اونجایی که حرفهای باشگاه تنها شاید برای ورودی های جدید، جدید باشه.. برای صدرایی های قدیم تکراریه.. برای همین یکی از متنهای بی طرفانه ای که از دید یک دانشجو نوشته شده رو میخونید..:
متن زیر چندماه پیش توسط یکی از دانشجویان در تریبون شخصی خودش آورده شده بود و دخل و تصرف باشگاه در آن با خطوط رنگی مشخص است..
سلام به همگی
این متن رو به این خاطر نوشتم تا بچه های برق خصوصاً کارشناسی ها که ادعای بچه زرنگ بودن رو دارن و مثلاً بزرگترهای برقی ها هستن یادشون بیاد چه بلاهایی سرشون اومده، واسه اون رتبه برترهای کنکور کاردانی به کارشناسی برق که همه اشون می گن دانشگاه کاردانیشون خیلی خیلی بهتر از صدرا کوچولو بوده .
آقایون و خانم ها بزرگتر بودن و بزرگی کردن خرج داره ، این هزینه رو این بار با درک و انتخابتون باید بپردازین..
بیاین از اینجا شروع کنیم که صدرا از گذشته تا حالا به خاطر کمبود منابع مالی نمی تونسته خیلی آزمایشگاهها و کارگاههای مجهزی داشته باشه ولی با حضور یه تعداد از اساتید که نفوذ خاصی داشتن همیشه اساتید نمونه داشتیم و از امکانات دانشگاههای بزرگ استفاده کردیم..
اساتیدی مثل دکتر آرزم ( استاد بزرگ الکترومغناطیس دانشگاه تهران ) ، استاد شایگان (استاد درس فشارقوی و عایق و اصول اندازه گیری که تو دانشگاه تهران تدریس می کنن) ، دکتر لسانی که پدر برق ایران هستن، دکتر حقی فام (که همه مقام ایشون رو تو انتقال و بررسی سیستم ها می دونن)، دکتر ثابت، دکتر جوادی ، مهندس شاددل که تو حفاظت و رله جزء مطرح ترینها هستن ، استاد فرخی ومهندس زهرا نصیری ...
مدیر گروههای خوبی داشتیم، آقای جوانی و مزید آبادی حرفشون واسه همه ما سند بود امکان نداشت حرفی بزنن و بعدش انجام نشه..
قبول دارم صدرا کوچیکه و امکانات نداره اما دانشگاه بدی هم نبود..(به زمانِ اینجور افعال دقت کنین..!)
بعد از اومدن آقای اکبریان با یه جو وحشتناک روبرو شدیم ، هیچ کدوم از اساتید حتی با نشریات دانشگاه مصاحبه هم نکردن..!
اساتید با دلخوری میومدن سرکلاس، تعدادی از اساتید گروه برق هم با دعوا و قهر دانشگاه رو ترک کردن.. نمونه اش دکتر آرش احسانی که واقعا انسان نازنین و تحصیل کرده ای بود و می تونست برای دانشگاه مفید باشه..
اساتید گمنامی مثل رحیمی مقدم( استاد مقررات و استاندارد) که نمیدونن 3 فاز تفاوتش با 1فاز چیه یا اساتید پیچشی مثل استاد نجفی (استاد طراحی و توسعه ) که ما هم نفهمیدم از کجا به سر ما نازل شدن..
جالبه که مدیر گروه قدرت ( مهندس تبریزیان) هم نمی دونه و از نظرش باید برای آوردن اساتید از روش صحیح و خطا استفاده کرد ، هر چند که میتونم قسم بخورم که خودشم نمی فهمه داره چی کار می کنه، می تونین یه سوال آموزشی رو در یک روز 3 بار بپرسین و هر دفعه یه جواب جدید بشنوین..
مدیر گروه الکترونیک که هم اوضاعش مشخصه ، بیچاره دانشجوهای الکترونیک شکایتشونو پیش خواجه حافظ شیرازی هم بردن اما دکتر اکبریان ترتیب اثری ندادن.
مقصودم این نیست که اینها آدمهای بدی هستن، نه اونا خیلی خوب و پاک هستن ولی هر کسی را بهر کاری ساختن..
و کار هر بز نیست خرمن کوفتن و صدتا مثل دیگه ، به نظر من استادای جدید رو از تو لپ لپ پیدا می کنن..!
به همه اینها رفتن اساتیدی مثل شایگان ، جوادی ،شاددل ، ثابت و ... رو هم اضافه کنین..
با این اوضاع چیزی از گروه برق نمونده و با همین سرعت هم بقایاش از بین میره..
واحد فرهنگی از فعال ترین قسمتهای دانشگاه بود ، درسته کمه کم 4 تا نشریه چاپ می شد هر ماه، یکیش هم صدای صدرا بود که نشریه روابط عمومی دانشگاه بود و دانشجوها چاپش می کردن ، می خوام بگم اون موقع دانشجو ارزشمند بود (کار ارگان دانشگاه رو دانشجو انجام می داد )
محیط خوبی داشت کسی بهت تهمت نمی زد(!)، از رو ظاهرت قضاوت نمی شد(!)، از تو کیفت دزدی نمی شد(!)، پشت سرت حرفی نمی زدن(!)، با هر کس که دوست داشتن پیوند نمی خوردی(!)، جای دانشجوهای درس نخون و مشروطی نبود (!) یه محیط سالم و سازنده داشت(!) نه مثل الان که واقعا معلوم نیست اونجا چه عملیاتی داره انجام می شه(!) ، چون 1سال تو این محیط جدید بودم می گم واقعا معلوم نیست اونجا چه خبره.. اگه 2روز دیگه بشنوم اونجا بمب اتمی ساختن قبول می کنم چون تو این فرهنگی هر کاری انجام می شه جز کار فرهنگی(!)
تنها هنرشون انجام خونه تکونی بوده و در پی اون مدارک، لوح های افتخار و کاپ های گروه رباتیک ، کانون قران و عترت ، انجمن بتن و ... دور ریخته شد و سربه نیست شد.. (!)(هنر فرهنگی این دانشگاه تنها در چسبوندن احادیث شریفی همچون " النظافت من الایمان " به در و دیفال دانشگاست.. البته در جدید ترین اتفاقات.. بنر هم میزنند و در شهادت ها و موالید.. تسلیت و تبریک به ما عرض مینمایند.. حتی انقدر از بنرهای خود خوششان می آید که تا یک هفته بعد هم دلشان نمی آید آنرا بکنند.. مثلا اگر برای عید غدیر تبریک بگویند شاید شما آن تبریک را تا شب عاشورا بر سر در ورودی ببینید! یه چیزی تو مایه های حوضه علمیه است.. نه حوزه ها.. همون حوضه.. تازه آب هم خوب بهش می بندن)
اوضاع احوال آموزش رو که نگم بهتره همه می دونن تو اون 4 دیواری چه خبره ، رسما تشکیل یه دولت خودگردان دادن و امپراطوری خودشونو دارن..
حراست هم که هیچی ، به همه چی کار دارن الا کار خودشون.. (ملوانان خلبانان ...... پرواز کن...!) (الو.. الو.. صدات قطع و وصل میشه..!!!)
دانشجوهای انتقال و توزیع به نظر من شبیه به نوترون هستن ( خودم هم انتقال می خونم) نمیفهمن یا نمی خوان بفهمن که این اوضاع به ما هم مربوطه..
خجالت می کشم بگم منم مهندسی برق می خونم پس فردا که مدرک گرفتیم، البته اگه گرفتیم ، چون به خیلی ها گفتن که مجبورن واحدهاشونو تو دانشگاه شهرستان پاس کنن چون ما اونا رو ارائه نمی دیم و یه امضا هم ازشون گرفته شده ، وقتی دانشگاه منحل بشه می خواین بگین مدرکتونو از کجا تو این کره خاکی گرفتین ؟ شما که واسه کارشناس شدن خیلی تلاش کردین ، شما که رتبه برتر هستین، دوست دارین مدرکتون به پوچ تبدیل شه ؟ دانشجوهای کاردانی باید کمتر از ما نگران باشن چون کاردانی زیاد با ارزش نیست بعدا لیسانسشونو از جای دیگه می گیرن اما دارن به هر دری میزنن تا این وضع تغییر کنه تا حالا صدها بار رفتن وزارت علوم ، اونها هم از نظر سنی از ما کوچیک ترن هم از نظر تجربه .
من هنوزم منتظر یه تحرک از دانشجوهای کارشناسی برق ـ انتقال و توزیع هستم .
ترم بالایی های ما که فارغ التحصیل شدن تونستن حقشونو از دانشگاهشون بگیرن ، آزمایشگاه تاسیس کنن، واحد تغییر بدن، جشن فارغ التحصیلی بگیرن، اضافه شهریه ای که آقای اکبریان گرفته بود رو پس بگیرن، اونها هم دانشجو بودن، ازدواج کردن، شاغل بودن، کنکور ارشد داشتن، مشغله داشتن...
حالا ما وارث تلاش اونها هستیم، اگه خودمون کاری انجام ندیم کسی برامون کاری نمی کنه . کتاباتونو ، ارشد رو ، شغلتونو واسه چند روز بذارین کنار . فقط چند روز. (این مال زمان انقلاب دانشجویی صدرا بوده)
یه دانشجوی انتقال و توزیع
(البته ممکنه شماها اینجور نوشته ای رو بخونین یا بنویسین و بعداً از خوندن و نوشتن اش پشیمونتون کنن!)
توضیح نسترن ها:
شرایط دانشگاه بعد از حدود شش ماه از برچیده شدن بساط ظلم و جور و بی کفایتی اکبریان و دار و دسته همراه هیچ تغییر خاصی نکرده چون علی رغم رفتن اکبریان هنوز دار و دسته گرامی در دانشگاه موجودن..
رییس جدید دانشگاه رو که تا حالا کسی ندیده و تک و توکی هم که از بچه ها اون آقا رو دیدن فقط میگن که : آدم خوبیه(!) همین. البته در مورد اکبریان و دار و دسته همراه هم.. همه بچه ها اون اوایل میگفتن: آدم خوبیه (!) و بعد اون بلاها رو سر دانشگاه آورد..
یکی از چیزهایی که هنوز درست و حسابی مشخص نیست اینه که آقای نوید بخش (رییس موقت دانشگاه) خودش با خودش تکلیفش رو روشن نکرده.. چون علی رغم ادعایی که کرده بود و گفته بود که رییس موقته و در صدرا موندنی نیست و با این توجیه تنها دو سه ساعت در روز کار میکرد و حقوق میلیونی دریافت مینمود.. همچنان موندنیه.. از طرف دیگه با اینکه موندنی شده هنوز دست به تغییر و تحولات لازمی که میباید بزنه.. نزده.. و همچنان افراد پس زده دانشگاه های دیگر که در زمان اکبریان پایشان به صدرا باز شده بود؛ در صدرا وجود دارند..
و این ماجرا ادامه دارد...